تو آزادی
تو می تونی بری هر جا که قلبت شادو آزاده / تو حق داری به عشق بهتری هم مبتلا باشی
سلام دوستاي خوبم.... مدتي ازدنياي مجازي دوست داشتني دوربودم،خيلي دلم تنگ شده بود. اما مگه ميذارن وقت آزاد داشته باشي....... تواين چند وقت همش درگيركاراي دانشگاه بودم: انتخاب واحد و حذف و اضافه ..... و از اونجايي كه تو كشور ما هيچي رو حساب وكتاب نيست نزديك يك ماهه فقط درگير اين مسائلم...چرا؟؟؟؟؟؟؟ چون اين ترم فارق التحصيل ميشم البته درمقطع كارداني، و كلي دانشگاه نه تنها من بلكه اعصاب خيليها رو بهم ريخت و بالاخره بعد ا ز يك ماه يه جورايي درست شد.به هر حال ممنونم كه هميشه به يادم بوديد و كامنت ميذاشتيد و سراغمو مي گرفتيد،شرمنده همه شدم... ببخشيد كه جواب اين همه محبتتون دير داده ميشه ولي واقعا مقصر من نبودم.... حتي ميخواستم رسيتال پيانو كه كار دوست خوبمون آقاي اسماعيل خاني بود برم اما كم سعادتي ازمن بود كه با كلي برنامه ريزي دقيقه 90 همه چي بهم ريخت و من نتونستم برم وازهمينجا از ايشون عذرخواهي ميكنم و براشون آرزومند بهترينها در زندگي هستم... دوست ندارم اينو بگم ولي چون ترم آخر هستم و خيلي ترم سنگيني دارم مجبورم مدتي از دنيايي كه دوسش دارم دور باشم البته سعي ميكنم گهگاهي به وبلاگهاي قشنگتون سر بزنم و از مطالب استفاده كنم. برام دعا كنيد كه بتونم از پس همه كارام بر بيام.... پس تا اطلاع ثانوي اين وبلاگ تعطيل ميباشد. در آخر 2بيت از آخرين ترانه ام رو براتون ميذارم و خوشحال مي شم از نظرات زيباتون استفاده كنم. بذار دستاتُ تو دستام بذار تنهاييا كم شه يه كم آغوشتو واكن ميخوام دلتنگييا كم شه دوباره لحظهها نابه دوباره حس من شاده هنوزم خاطره خوبه هنوزم عشق آزاده پيروز وبر قرار باشيد.... امروز 28 شهريور،اولين روز از بقيهي عمرمه خيلي خوشحالم،اميدوارم بتونم عمر باقي موندمُ حالا هر چند سال كه هست مفيد باشم. خُب هيچوقت فكر نمي كردم براي دومين بار تو وبلاگم خبر مرگ كسي رو بنويسم.... خيلي حالم بده .........انگار ما باید همیشه منتظر مرگ این حقیقت انکار ناپذیر باشیم. امروز روز تولد زهرا سلطاني دوست بسيار خوبمه اما به جاي اينكه بنويسم زهرا جان تولدت مبارك بايد بگم: زهراي عزيزم روحت شاد.آره... زهرا تو ماه تولدش رفت. نميدونم چرا اينجوري شد؟؟؟؟؟؟؟؟ 2،3 روز پيش رفتم تو وبلاگش كه ببينم تولدش دقيقا چه روزيه كه يادم باشه بهش تبريك بگم . آخه زهرا واسه من سنگ تموم گذاشت وخييييييييييييلي زودتر تولدمو تبريك گفت.كه يهو ديدم يكي از دوستاش نوشته زهرا سلطاني به ملكوت اعلي پيوست . باورم نشد.. همش با خودم مي گفتم حتما شوخيه.. الكيه ..........اما نه انگار حقيقته و چه حقيقته تلخي.....خدايا چه كردي؟؟چه دلي داشتي؟؟؟ زهرا دختر معصوم و پاكي كه شايد مي تونست سالها شادو خوشبخت زندگي كنه وبه آرزوهاش برسه بايد زير مشتي خاك همه ي اونا رو با خودش به گور ببره.... من علت مرگ ناگهنيه زهرا رو نمي دونم. اما باورش برام سخته......... تن بهترين رفيقمو دادم ببوسه خاك دلمو باهاش گذاشتم تو يه قبر سينه چاك سلام به همه عزيزاني كه هميشه همراهم هستند.پست قبلي يه ترانه گذاشتم كه بعدش اعلام كردم "ترانه كاملا عوض شده...." اين ترانه با نقد بسيار زيباي دوست خوبم احمد اسلامي عزيز و در واقع به وسيله خود ايشان ويرايش شد..... من هميشه به دنبال چنين نقدهاي دقيق و ظريفي مي گردم...كه بتواند اين چنين كه خواهيد ديد يك ترانه را دگرگون كند......و متاسفانه خيلي كم مي بينم كسي اينقدر با دقت نظر بدهد. البته از اينكه اين همه به من لطف داريد و از قلم من تعريف مي كنيد بي نهايت سپاسگذارم و واقعا نمي دانم چطور مي توانم اين همه محبت را جبران كنم. اين ترانه در واقع كار مشترك من و دوست خوبم احمد اسلامي عزيز است كه ازهمين جا به خاطر اين همه لطفي كه به من دارند بي نهايت متشكرم. من هر دو نسخه از اين ترانه را مي گذارم و منتظر نظرات و نقدهاي زيباي شما هستم. دلم مي خواهد شما هم اين تفاوت را كاملا احساس كنيد. سپاسگذارم.... پايدار باشيد... تو آزادی... تو این زندون پوسیده اسیری و نمی خندی تو که با شوق آزادی شبا چشماتو می بندی سکوت بغض سنگینت داره مرگت رو می بوسه ولی بازم به رسم عشق به این مخروبه پابندی تو میتونی از احساس منه خسته جدا باشی تو میتونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو میتونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو میتونی به عشق بهتری هم مبتلا باشی چرا چشماتو می بخشی به قلب من که افسرده اس تو هم کم کم تموم میشی ازاین عشقی که بیهوده اس تو میتونی جدا باشی از آغوش پر از دردم از این آلونک ویرون که به عطر من آلوده اس تو میتونی از احساس منه خسته جدا باشی تو میتونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو میتونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو میتونی به عشق بهتری هم مبتلا باشی معصومه شیخی تو آزادي.... اسیری توی قلبی که واست مثه یه زندونه هنوزم از نگاهت قلب من حرفات و می خونه تموم ٍ حس و حال ٍتو مثه احساس من خسته اس از این احساس خسته رد شدن آسون ٍ آسونه تو می تونی از ا حساس منه خسته جدا باشی تو می تونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو می تونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو حق داری به عشق بهتری هم مبتلا باشی چرا رو شوق آزادی چشات و ساده می بندی؟ سکوت بغض دلگیرت داره مرگت رو می بوسه ولی بازم به رسم عشق به این مخروبه پابندی تو می تونی ازاحساس منه خسته جدا باشی تو می تونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو می تونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو حق داری به عشق بهتری هم مبتلا باشی معصومه شيخي و سيد احمد اسلامي سلام......... اين ترانه رو تو پستاي اول وبم گذاشته بودم. اما كسي نظرشو نگفت. خوشحال مي شم مثل ترانه پست قبلي از نظرات تاثيرگذارتون بهره مند بشم. لطف شما به من كمك مي كنه كه بهتر بنويسم. توجه توجه*:این ترانه کاملا تغییر کرده.... تو آپ بعدی با توضیحات کامل می ذارمش.... تو آزادی..... تو این زندون پوسیده اسیری و نمی خندی تو که با شوق آزادی شبا چشماتو می بندی سکوت بغض سنگینت داره مرگت رو می بوسه ولی بازم به رسم عشق به این مخروبه پابندی تو میتونی از احساس منه خسته جدا باشی تو میتونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو میتونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو میتونی به عشق بهتری هم مبتلا باشی چرا چشماتو می بخشی به قلب من که افسرده اس تو هم کم کم تموم میشی ازاین عشقی که بیهوده اس تو میتونی جدا باشی از آغوش پر از دردم از این آلونک ویرون که به عطر من آلوده اس تو میتونی از احساس منه خسته جدا باشی تو میتونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو میتونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو میتونی به عشق بهتری هم مبتلا باشی پایدار باشید....
.............تو كامنتاي پست قبلي خيليا دوس داشتن من با يه ترانه از خودم وبمو آپ كنم..... كه اين همه محبت باعث شد،تو اين پست يه ترانه از خودم بذارم. اين ترانه جديد نيست اما خيييييييلي هم قديمي نيست. خلاصه اينكه خوشحال مي شم نظراتتون رو درمورد اين كار بدونم. گریه.... بذار منم گريه كنم،پيش چشات كم نيارم منم مث تو عاشقم،بذار يه امشب بِبارم حضور دستاي تورُ حس مي كنم رو شونه هام قسم به آب و آينه تا آخرش باهات مي يام سكوتُ باور ندارم،حضور تو حادثه نيس بيا و از خاطره ها،قصه عشقُ بنويس بذار منم گريه كنم، گريه غرورُ مي شكنه احساسمُ پرپر نكن،آغوش تو مال ِمنه آينه چشاتُ كم داره،مثلِ يه قاب خاليه رو ديواراي آجري پنجره هم خياليه!! سهم من از نگاه ِتو،همين ترانه اس،مي دونم فقط يه بار همين يه بار،بذار كنارت بمونم بذار منم گريه كنم،گريه غرورُ مي شكنه احساسمو پرپر نكن آغوش تومال منه حقيقت داره دلتنگي.... دليل اينكه آرومم،اميد لمس دستاته همين لبخند پنهاني،كنار لحن گيراته دليل اينكه تنهايي،همين دستاي تنهامه همين دنياي تاريكم،همين ترديد چشمامه شبيه حس پزمردن،دچار شك و بي رنگي من آرومم تو تنهايي،حقيقت داره دلتنگي هنوزم مي شه عاشق شد،هنوزم حال من خوبه ببين دنيا پر از رنگه،هنوزم عشق محبوبه تو دلگيري نمي دوني ،چه رويايي به من دادي اگه فك مي كني سردم ،برو رد شو تو آزادي نمي دوني چه قد سخته،تو پشت نبض ديواري نمي دوني تواين روزا،چه احساسي به من داري نه اينكه سرد و مغرورم،نه اينكه دور از احساسم بزار دست دلم رو شه،بزار رويا رو بشناسم تموم شهر خوابيدن،من از عشق تو بيدارم يه روز مي فهمي ازچشمام، چه احساسي به تو دارم ترانه سرا:زهرا عاملي خواننده:احسان خواجه اميري من عاشق اين ترانه ام و فكر مي كنم بهترين ترانه آلبوم قصل تازه است. من به زهرا عاملي دوست عزيزم به خاطر اين حس قشنگش تبريك مي گم. دوست گلم اميدوارم روز به روز موفق تر باشي و شاهد پيشرفت بي شائبه ات باشيم. ********************************************* هميشه مي گن اگه خدا همه ي درهاي رحمتش رو ببنده بالاخره يه درو باز مي ذاره. بعد از اون همه اتفاق يه خبر خوب شنيدم. البته قبلا مي دونستم اما گفتم دوستام خوبه تو شادي من شريك باشند. همونطور كه تو پست قبلي با لطف بسيار زيادشون نسبت به من تو غم من سهيم بودن. خيلي خوشحالم چون يكي از ترانه هاي كودك من آهنگسازي شده و قرار در کانون پرورشی فکری مرکز ۲۰ به اجرا در بياد.از همين جا از سر كارخانم عزیزیان مسئول مرکز و خانم عبدالحي وهمكارانشون كمال تشكر را دارم. وهمچنين از خواهر بسيار خوبم مهسا جان كه هميشه آرزوي موفقيت من را داشته بي نهايت سپاسگذارم. ترانه....... دفتر نقاشی... دفتر نقاشی من پر از گلای زیباس زرد و سفید و قرمز بنفشه و رز و یاس شاپرک خال خالی دنبال گل می گرده می شینه رو دفترم رو اون گلی که زرده فک می کنه این گلا گلای توی باغن مثل گل سبزه زارٍ حس قشنگی دارن دستمو بردم جلو خواستم اونو بگیرم اما یهو پریدش پر کشید از دفترم شاپرک خالخالی گلش رو پیدا کرده حالا اون توی باغه رو اون گلی که زرده معصومه شیخی ترجیه دادم ترانه رو کامل بنویسم تا از نظراتتون بهره مند بشم. البته ۲ تا ترانه دیگه هم داشتم که فعلا رو همین آهنگسازی شد. ای کاش مي شد هميشه لبخند زد............ ****************************************** یک روز از این کویر برمی گردم/ یک روز- اگرچه- دیر برمی گردم ای ماه مرا ببخش اگر منتظری/ دندان به جگر بگیر برمی گردم
حامد عسکری.... گاهی وقتا با خودم میگم چرا زندگی می کنیم ؟ چرا نفس می کشیم؟ چرا بد زندگی می کنیم؟ چرا خوب زندگی می کنیم؟ نمیدونم گیج شدم اصلا نمیدونم دارم چی می نویسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد از اون همه اتفاق بعد از سفرم انتظار این یکی رو نداشتم. یک جوان ۲۲ ساله سرباز حوزه ی کرج هفته ی گذشته به علت سهل انگاری کارگران ساختمان و البته شهرداری زیر آوار هنگامی که در آرامش بود به آرامش ابدی رسید. این جوان پسر دایی همسرم بود. نمی تونم ادامه بدم.........................................................
زندگی جاده ای بی انتهاست شايد بهترين بخش از زندگاني آن لحظه بي زمان بي نام و نشان و فراموش شده اي باشد كه در آن عمل برخاسته از محبت و عشق باشد. "ويليام وردزورث" ******* ****************** زندگي نه با آنچه دنيا برايت رقم مي زند بلكه با منشي كه خود پيشه مي كني معين مي شود. "جان هومر ميلر" ******* ******************** ارزيابي عالي زندگي عالي به وجود مي آورد. "آنتوني رابينز" ******** ********************* باید زندگی را همچون معشوقی درآغوش گرفت. "اندرو متبوس" ******************************* زندگی زندان نیست زندگی مجازات نیست زندگی یک پاداش است وبه آنهایی تقدیم می شود که لیاقتش را دارند. "اشو" ***************************************************************** من این جملات زیبا رو از کتابی به اسم"زنئگی در گفتار بزرگان" نوشتم. توصیه می کنم حتما این کتابو بخونید. راستی من هفته ی گذشته به یه سفری رفتم که خیلی پر هیجان بود. اصلا نمیدونم چرا این اتفاقها افتاد.اولش خوب بودولی آخرش تلخ و ناگوار. نمی دونم شاید یه حکمتی تو کار بوده من ناراحت نیستم امابه هر حال یه کوچولو غصه ام گرفت. می خوام بگم گاهی اوقات اتفاقاتی میفته که خیلی ها رو از خواب بیدار میکنه........... شما چی فکر میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ يكديگر را دوست بداريد اما مقيد به عشق نكنيد بگذاريد اين دوست داشتن دريايي مواج در بين سواحل وجودتان باشد. جبران خليل جبران **************************** دوستای گلم اگه دوست داشتید از وبلاگ مهسا شیخی با این آدرس www.mahsasheikhi.blogfa.com دیدن کنید.قول ميدم كه ديدنش مي ارزه. تو آزادی اسم وبلاگمه.. این اسمو از روی یکی از ترانه هام برداشتم.از نوشتن این ترانه دو سال میگذره بعد از این ترانه ی دیگه ای ننوشتم. البته فکر میکنم احساسم باهام قهر کرده بود تقصیر خودم بود داشتم فراموشش میکردم. ولی یه مدت دارم ازش منت کشی میکنم یه کوچولو باهام آشتی کرده. اگه عمری بود تو پستهای بعدی نتیجه ی این آشتی رو میبینید. اینم متن ترانه ی تو آزادی: تو آزادی..... تو این زندون پوسیده اسیری و نمی خندی تو که با شوق آزادی شبا چشماتو می بندی سکوت بغض سنگینت داره مرگت رو می بوسه ولی بازم به رسم عشق به این مخروبه پابندی تو میتونی از احساس منه خسته جدا باشی تو میتونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو میتونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو میتونی به عشق بهتری هم مبتلا باشی چرا چشماتو می بخشی به قلب من که افسرده اس تو هم کم کم تموم میشی ازاین عشقی که بیهوده اس تو میتونی جدا باشی از آغوش پر از دردم از این آلونک ویرون که به عطر من آلوده اس تو میتونی از احساس منه خسته جدا باشی تو میتونی از این دلتنگی ممتد رها باشی تو میتونی بری هرجا که قلبت شادو آزاده تو میتونی به عشق بهتری هم مبتلا باشی و در آخر دارم تلاش میکنم که این ترانه رو ویرایش کنم. اگر تموم شد حتما تو وبلاگم میذارمش. من همیشه منتظر لطف شما دوستان عزیز هستم. سلام... سلام به همه ی دوستایی که دوستشون دارم و می دونم اونها هم یه کوچولو دوستم دارن. می دونم تعجب کردید به خاطر حضور دوباره ی من پس از مدتها دور بودن از دنیای قشنگ ترانه ایندفعه می خوام به لطف خداوند حضوری متفاوت والبته پر رنگ داشته باشم. به یمن حضور تازه و مداومم براتون یک بیت از "خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه گفتم:گناه کردم اگر عا شقت شدم گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه" تقدیم به همه ی کسانی که واسم خیلی عزیز هستند. معصومه شیخی
تولدمه
ديگه!!
تولدم مبارك.![]()
زهرا جان روحت شاد![]()
تو این زندون پوسیده اسیری و نمی خندی



میلاد منجی عالم بشریت بر همگان مبارک باد![]()
![]()
![]()
پیروز و پایدار باشید![]()
![]()
![]()
تو هم به آسمان پرواز کردی![]()
سعید جان روحت شاد![]()


![]()

![]()
زنده یاد نجمه زارع
مینویسم.![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




